مروری بر جنگ های شمالی ایران/ چرا فتنه جدید اسرائیل در آذربایجان تاریخی است؟
مروری بر جنگ های شمالی ایران/ چرا فتنه جدید اسرائیل در آذربایجان تاریخی است؟
ایران نیوز 24: تنش اخیر ایران با آذربایجان و آغاز مانور نظامی اسرائیل و ارتش الهام علی اف در مرزهای مشترک از جهات مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. بسیاری نگران این موضوع هستند که بین ایران و آذربایجان جنگی دربگیرد.

برخی نگران افزایش تنش و اختلاف قومی در ایران هستند و برخی نیز نسبت به انفعال دولت و دستگاه سیاست خارجی ایران در قبال این مساله نگران بوده و نسبت به انفعال نسبی قوای نظامی در قبال بحران قره باغ و جنگ ارمنستان و آذربایجان و دخالت مستقیم ترکیه در این جنگ، انتقاد می کنند.اگرچه مساله درگیری ایران و آذربایجان و اختلاف اخیرشان از جهت ژئوپولیتیک، دیپلماتیک، اقتصادی و حتی فرهنگی قابل بررسی است اما می شود از جنبه تاریخی نیز به این مساله نگاه کرد.

بررسی جنگ های مرزی ایران در چهار جبهه

ایران در طول تاریخ چند هزار ساله اش، فراز و نشیب بسیاری را در رابطه با همسایگانش تجربه کرده است. ایران همانند سایر مناطق جغرافیایی در ۴ جهت با مناطقی هم مرز است. در جنوب ایران که آب های  خلیج فارس و دریای عمان قرار دارند. به جزجنوب، ایران در سه جهت شمال، شرق و غرب با اقوام و کشورهای مختلفی همسایه است. اگر به صورت تاریخی به روابط ایران با همسایگان نگاه کنیم، متوجه می شویم که ایران در مقاطعی در هر سه جهت با همسایگانش اختلافات و جنگ هایی داشته است.

اگرچه بزرگترین مصیبت و عظیم ترین جنگ خانمان سوز ایران (یعنی حمله مغولان) در شرق شکل گرفت اما نباید فراموش کرد که هجوم مغولان یک استثنا بود و ما با مغولها هیچ مرز مشترکی نداشته ایم. باز اگر به اسطوره ها نگاه کنیم، متوجه می شویم که بزرگترین دشمنان ما در شرق قرار داشته اند. دشمن بزرگ ایران در قسمت پهلوانی شاهنامه، توران است که بخش عظیمی از این کتاب، به شرح این جنگ ها می پردازد.

با وجود این، شواهد گویای این است که ایران در سمت شرق به مراتب درگیری کمتری با همسایگان داشته تا شمال و غرب. به جز کوشانی ها که در دوران باستان درگیری هایی با ایران داشتند، غالب جنگ های شرقی ایران با امپراتوری هند بوده که همیشه هم پیروز آن بوده است. همچنین، درگیری با ترک ها، ازبک ها یا شورش افغان ها معمولا تنها حوزه خراسان را دربر می گرفته و به صورت جنگ حکومت های محلی بروز می کرده است.

درگیری ها در غرب خطرناک تر و جدی تر از درگیری های شرقی بوده است. جنگ بزرگ ایران و روم در دوره کراسوس در غرب اتفاق افتاد که البته به پیروزی ایران انجامید. درگیری با ترکان عثمانی در مرز عراق و درگیری های چند ده ساله امپراتوری ساسانی با روم و بیزانس خسارات زیادی به ایران وارد ساخت. همچنین، حمله بزرگ اعراب به ایران از غرب آغاز شد. حمله ای که البته سرنوشت ایران را تغییر داد. همچنین، ۸ سال دفاع مقدس در مقابل عراق کاملا استان های غربی ایران را درگیر کرد. بنابراین، می توان گفت که ایران آسیب زیادی از جنگ با همسایگان غربی دیده است.

چرا جنگ های شمالی حساس تر از جنگ های جهات دیگر است؟

شاید در نگاه نخست، جنگ های ایران با همسایگان شمالی خود کم اهمیت تر از جنگ های غربی و شرقی باشد اما نباید فراموش کرد که جنگ های ایران در جبهه شمالی، خطرناک تر، فرسایشی تر و حساس تر از دو جبهه دیگر بوده است. غالب جنگ های شمالی ویژگی هایی داشته اند که جنگ های جبهه های دیگر نداشته است.جنگ های جنوب ایران غالبا با قدرت های دریایی اروپایی  مانند هلند، پرتغال و اسپانیا بوده است که در عصر جدید هوس استعمار سواحل و تصرف دریاها را در سر داشتند. جنگ های شرقی عموما با اقوامی بود که در ایالت های ایرانشهر ساکن شده و غالبا زیر چتر حمایتی ایران قرار داشتند اما بعد از مدتی به علت ضعف قدرت مرکزی، به قدرت رسیده و علم شورش به پا می کردند. جنگ های غرب هم بیشتر با  امپراتوری ها و رژیم هایی بود که به قدرت رسیده و قصد کشورگشایی داشتند.

اما جنگ های شمالی ایران متفاوت از سه جبهه دیگر است. در شمال، غالبا امپراتوری ها از طریق اقوام و قبایل متحد خود شروع به جنگ با ایران می کردند. در واقع جنگ های شمالی ایران، جنگ “اقوام – امپراتوری”  بوده است، اقوامی که به تحریک قوای خارجی یا امپراتوری های بزرگ شروع به شورش می کردند تا بعد امپراتوری های رقیب بهانه به دست آورده و به قلمروهای شمالی حمله کنند.

جنگ ارمنستان شاید بهترین نمونه باشد. نزدیکی نسبی قومی و مذهبی ارامنه به امپراتوری روم، باعث شد این امپراتوری شروع به نفوذ در بین برخی سران قبایل ارمنی کند و آنها را به شورش تشویق نماید. جنگ های طولانی ایران  و روم بر سر ارمنستان عموما به خاطر همین تحریکات قومی بوده است. رومی ها نزدیکی به ارامنه را بهانه قرار داده و در مسائل ارمنستان دخالت می کردند و همین امر زمینه ساز جنگ های طولانی ایران اشکانی و ساسانی با روم گردید.به جز امپراتوری روم، عثمانی ها نیز از طریق تشابه مذهبی و زبانی بارها در آذربایجان فتنه به پا کردند. امپراتوری تزارها نیز از طریق تحریک مسیحیان ارمنستان و گرجستان، زمینه ساز جنگ های طولانی ایران و روسیه در قفقاز شدند. همچنین، شوروی بعد از جنگ جهانی دوم، به بهانه نزدیکی ایدئولوژیک به دموکرات های آذربایجان به این منطقه لشگر کشید و پیشه وری و نزدیکانش را به قدرت رساند.

مسائل امروز آذربایجان و تکرار تاریخ

به نظر می رسد که آنچه اکنون در شمال ایران در جریان است،  دقیقا در ادامه روند مسائل تاریخی باشد. اسرائیل، ترکیه و سایر قدرت های منطقه ای در جبهه غرب از ایران شکست خوردند. وضعیت سوریه و عراق و لبنان به خوبی نشان می دهد که پیروز چه کشوری است. به نظر می رسد که حالا این قدرت ها به فکر شمال افتاده اند. آنها در تلاشند از طریق تشابهات مذهبی، زبانی و یا قومیتی تنش هایی را در این منطقه آغاز کنند و اقوامی را که در قلب ایرانشهر قرار دارند بشورانند. به نظر می رسد در این شرایط، هوشیاری اقوام مرزی و اقلیت های دینی، مذهبی، زبانی و … مهمترین عامل در خنثی سازی نقشه دشمنان باشد و تنها از این طریق، این فتنه می تواند در نطفه خاموش گردد.