آمریکا به فکر احیای برجام با کارت فشار بر چین
آمریکا به فکر احیای برجام با کارت فشار بر چین
ایران نیوز 24: آمریکا دنبال استراتژی است که با یک تیر دو نشان بزند وآن بالا بردن هزینه امتناع از مذاکره برای ایران و همینطور افزایش هزینه عدم موفقیت مذاکرات برای چین است.(چین از ماه مارس به این سو به صورت روزانه اقدام به خرید 950 هزار بشکه نفت از ایران کرده است)یعنی به جای اینکه با شروع زودهنگام بازی پرریسک و به عبارت دیگر بازی بر لبه پرتگاه انگیزه های ایران را از هم اکنون از میان ببرد،کارت بازی پرریسک و اراده خود برای عملیاتی سازی آن در پایان تابستان را از هم اکنون روی میز گذاشته است.

گزارش رسانه های غربی(وال استریت ژورنال و بلومبرگ به تاریخ  19 جولای و رویترز ۲۲ جولای) بر صحت این گزاره تاکید می کنند.ایالات متحده در این راستا به شناسایی شرکت اصلی چینی که از ایران نفت خریداری می کند،نفت کش هایی که این نفت را به چین منتقل می کنند و همینطور پالایشگاههایی که میزبان نفت ایران هستند،اقدام کرده است.نام شرکت چینی “شرکت مقاوله ای نفت چین”موسوم به CCPC است.این کمپانی با خرید ۱۵ نفتکش در سال گذشته که ظرفیت جابه جایی حدود ۳۰ میلیون بشکه را دارند،نیمی از ۱۲ پالایشگاه تی پات(پالایشگاههای کوچک که ظرفیت جذب حدود ۲۰ هزار تا ۱۰۰ هزار بشکه نفت به طور روزانه را دارند و حدود ۸۰ درصد آنها در شانگهای قرار دارند)را با نفت ایران تغذیه می کند.

طبق برآوردهای مقامات آمریکایی چین بین ماههای نوامبر تا مارس به طور متوسط روزانه ۵۵۷ هزار بشکه نفت از ایران خریداری کرده است که ۵ درصد از کل نیازهای نفتی پکن را برطرف می کند.این میزان تقریبا برابر با مقطعی است که ترامپ هنوز تحریم های نفتی خود را علیه تهران اعمال نکرده بود.یک برآورد دیگر نیز نشان می دهد که ایران در ماه جون ۲۰۲۱ بیش از ۶۰۰ هزار بشکه نفت به چین صادر کرده است که بالاترین رقم از زمانی است که ترامپ تحریم های نفتی خود را علیه ایران عملیاتی کرد.اما نقش عمده و محوری در این حجم بزرگ از نقل و انتقالات نفتی را همین شرکت CCPC برعهده دارد.اگر چه دولت ترامپ این شرکت را در سال ۲۰۱۹ به دلیل نقض محدودیت ها در مورد نقل و انتقال و همکاری با بخش انرژی ایران در لیست سیاه قرار داد،اما رویه واشنگتن در ۲ سال گذشته بر این بوده است که احکام تنبیهی و تحریمی را به طور مستقیم علیه چین به دلیل نقل و انتقال و خرید نفت از ایران صادر نکند و به جای آن شرکت های و افراد آمریکایی را از همکاری با ناقضین قانون تحریمی ایالات متحده  منع کند.

همین مساله باعث می شد که تجارت و کار این دسته از شرکت ها،نهادها و افراد چینی با بانک های غربی دشوار شود.اما در راهبرد افزایش هزینه های به سرانجام نرسیدن مذاکرات هسته ای با تهران،این تاکتیک تحریمی می تواند با تغییرات چشمگیر مواجه شود و ایالات متحده برای حراست از پیمان منع اشاعه ریسک تحریم های مستقیم شرکت ها،نفت کش ها و پالایشگاههای چینی را به جان بخرد یا حداقل اینچنین وانمود کند که از اراده لازم برای تغییر در الگوی اعمال تحریم های ثانویه علیه چین در حوزه نفت و انرژی نیز برخوردار است،به نظر می رسد یکی از اهداف سفر وندی شرمن معاون وزارت خارجه آمریکا به پکن رونمایی از استراتژی جدید تحریمی آمریکاست و اتمام حجت با این کشور که اگر مذاکرات هسته ای نتیجه ای در بر نداشته باشد،چین دیگر نمی تواند مانند گذشته به ایران نفت به فروش برساند و باید ۵تا۸درصد از نفت مورد نیاز خود را از کشور دیگری به غیر از تهران تامین کند.در واقع در استراتژی جدید واشنگتن با اعمال فشارهای فزاینده و همزمان سیاسی و دپپلماتیک بر پکن و تهران، چین نقش محلل را اول برای نجات تواق هسته ای و دوم عقد دایم تهران و واشنگتن ایفا خواهد کرد.

گره کور مذاکرات وین بند همکاری های ایران و آمریکا است که از طرف رابرت مالی و مشاوران اش از دور چهارم گفت و گوهای وین روی میز گذاشته شد؛اما واقعیت این است که این بند موجبات تحریک منابع ترس و نگرانی جمهوری اسلامی و بازتولید دکترین تضمین بقا را فراهم آورده است و ایران برای ورود به این پروسه از بنیاد آمادگی لازم را ندارد.جمهوری اسلامی به برجام به مثابه یک توافق تاکتیکی برای فراهم سازی بیشتر ابزارها و امکانات لازم برای تضمین بقا نگاه می کند ؛در حالی که آمریکا در دوره بایدن به برجام به مثابه شروع یک راه دراز همکاری با ایران(یا در باکس قرار دادن ایران) وتحقق یک توافق بلندمدت و همیشگی می نگرد.

اما منابع ترس  و نااطمینانی ایران همیشگی است و به همین دلیل از نوعی رئالیسم دفاعی بومی مبتنی بر برنامه موشکی و سیستم شبکه ای منطقه ای و مشتمل بر گروههای نیابتی برای حراست از حکومت،تمامیت ارضی و حاکمیت استفاده می کند؛مفروضه های بنیادین این رئالیسم دفاعی آنارشیک بودن نظام بین الملل،سیستم خودیاری بازیگران بخصوص در خاورمیانه و از همه مهمتر تنهایی راهبردی و ژئوپلتیک ایران است.بند همکاری های آینده ایران را در این موقعیت هراسناک قرار می دهد که غرب و ایالات متحده قصد دارند ایران را از ابزارهای بومی و دفاعی خود محروم کنند.دولت بایدن به زعم خود در ۶دور مذاکرات هسته ای و موافقت با لغو بیش از هزار تحریم،خروج انصارالله یمن از لیست تروریستی وزارت خارجه و اعمال فشار بر سعودی برای آغاز مذاکرات با تهران درصدد بود بر این جو نااطمینانی در تهران غلبه کند ولی ادراک طرف آمریکایی این است که ایران پاسخ دییپلماتیک بایدن را با افزایش حملات به نیروهای آمریکایی در عراق و همینطور برخی برنامه ریزی ها در نیویورک پاسخ داده است.

در همین ارتباط مقاله شورای سردبیری روزنامه وال استریت ژورنال به تاریخ ۱۸ جولای قابل توجه است.این روزنامه برآورد می کند که از زمان روی کار آمدن بایدن،ایران حدود ۲۶ بار به مواضع ایالات متحده در عراق حمله کرده است  و در آخرین عملیات نیز دو پرسنل اداری و غیرنظامی ارتش آمریکا مجروح شده اند.ظاهرا در این شکاف ادراکی و سوتفاهمات فزاینده است که دولت بایدن تصمیم گرفته است برای پیشبرد سیاست بلندمدت خود در قبال تهران از محللی به نام چین استفاده کند.البته به نظر می رسد راهبرد افزایش هزینه های عدم توافق با آغاز دور هفتم مذاکرات از طریق قرار دادن کارت های دیگر روی میز تقویت خواهد شد و یکی از این کارت های طلایی ارسال پرونده ایران به شورای امنیت و بازگشت تمامی قطعنامه های قبل از قطعنامه ۲۲۳۱ است.(تهدید به انجام این کار و نه عملیاتی سازی آن در حین مذاکره)اگر محلل چین و کارت طلایی هم جواب ندهد،باید گفت پنجمین استراتژی دولت های آمریکایی برای حل معمای ایران نیز به شکست خواهد انجامید (دولت کلینتون:سیاست مهار،دولت بوش:تغییر رژیم،دولت اوباما؛استراتژی گام به گام،دولت ترامپ:حل یکپارچه و یکباره مساله ایران و دولت بایدن:حل همزمان  اما مرحله بندی شده معمای ایران).

در این صورت این پیش بینی جان میرشایمر نظریه پرداز بزرگ رئالیسم تهاجمی و استاد داشنگاه شیکاگو که یکماه قبل از به قدرت رسیدن بایدن انجام شده بود،بوقوع می پیوندد:”برجام موجود زمین خورده و از بین رفته است  و به نظر من موضوع ایران به یک دردسر واقعی و حتی پردردسرترین موضوع در دوره ریاست جمهوری بایدن تبدیل خواهد شد.”

  • نویسنده : هادی خسروشاهین- پژوهشگر مسایل آمریکا