کد مطلب: 35449| زمان انتشار: ۱۳۹۶/۳/۲۳ ۹:۸:۱۰| نسخه چاپی
فروپاشی پایه های ائتلاف ضد ایرانی در منطقه

فروپاشی پایه های ائتلاف ضد ایرانی در منطقه

بین الملل - ایران نیوز 24: بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا، عملا همگرایی و ائتلافی بین واشنگتن، ریاض و لندن در خاورمیانه در راستای مقابله با ایران و جبهه مقاومت شکل گرفت. اما در هفته های اخیر اتفاقاتی رخ داده که چنین اتحادی با چالش های عمده ای مواجه شده است.

از جمله این چالش ها می توان به تنش بین کشورهای عربی با قطر و شکست حزب محافظه کار در انتخابات اخیر بریتانیا اشاره کرد.
درگیری عربستان و امارات با قطر
اولین اتفاق وقوع بحران در روابط قطر با عربستان و امارات و بی طرف ماندن کشورهایی مانند کویت و عمان می باشد. این امر موجب شده تا عملاً کشورهای عربی به چند دسته تقسیم شوند.در این ارتباط عنوان شده که دلیل اصلی اختلافات پیش آمده به  سخنان امیر قطر برمی گردد که روابط دوحه با ایران را ستود و تأکید کرده بود که حماس و حزب‌الله جنبش‌های مقاومت هستند. این اظهارات امیر قطر باعث بوجود آمدن تنش در روابط دوحه با عربستان، امارات و چند کشور عربی دیگر شد. البته تضاد منافع این کشورها امری تاریخی و مسبوق به سابقه می باشد؛ چرا که قطر بدلیل حمایت از ائدیولوژی اخوانی، مخالفت با سلطه طلب آل سعود، اختلافات مرزی و شبکه الجزیره بارها با عربستان و امارات درگیر جدال های لفظی و کاهش ارتباطات شده بود اما هیچ وقت روابط کشورهای عربی تا این حد بحرانی نبوده است.
 
تا این لحظه نیز قطر نشان داده تمایلی به کوتاه آمدن در مقابل عربستان ندارد. همین موضوع نیز احتمال حل و فصل اختلافات را حداقل در کوتاه مدت ناممکن می گرداند.
شکست ترزا می در انتخابات و تشکیل دولت شکننده
عامل دیگر شکست حزب محافظه کار در کسب اکثریت کرسی های پارلمانی در بریتانیا می باشد. در انتخابات پنج شنبه هفته گذشته، ترزا می به عنوان رهبر حزب محافظه کار 318 کرسی بدست آورد که نسبت به انتخابات سال 2015 میلادی که 330 کرسی بدست آورد، 12 کرسی کمتر است.در این راستا ترزا می بر خلاف انتظار عمومی، با هیچ حزبی برای تشکیل دولت آینده ائتلاف نکرد و به کسب موافقت اصولی با حزب راست گرای دمکراتیک وحدت طلب ایرلند و تشکیل دولت اقلیت اکتفا نمود.
در حال حاضر تعدادی از اعضای حزب محافظه‌کار صلاحیت ترزا می را برای اداره بلندمدت این حزب زیر سوال برده‌اند. از سوی دیگر جرمی کوربین، رهبر حزب کارگر خواستار استعفای او شده و پیش‌بینی کرده که دولت محافظه کار در عرض چند روز یا چند ماه سقوط می‌کند و حزب کارگر در انتخابات سراسری بعدی پیروز می‌شود و او نخست وزیر انگلیس خواهد شد.
فارغ از این پیش بینی باید گفت اکنون ترزا می، شخصیتی است که تا حد زیادی قدرتش را از دست داده و یک دولت در اقلیت، محکوم است روز به روز زندگی کند و همواره نگران رأی‌های پارلمانی مهم بعدی باشد.
 
بر این اساس انتظار می رود دولت شکننده توانایی گذشته را در پیشبرد حوزه های اختلافی نداشته باشد. یکی از موارد اختلافی دو حزب نیز مربوط به نوع تعامل با ترامپ،نگاه به خاورمیانه و سیاست آن ها در قبال کشورهای خاورمیانه می باشد.
حزب کارگر به رهبری جرمی کوربین به شدت خواهان فاصله گرفتن از دولت آمریکا و دونالد ترامپ می باشند. در این صورت هر گونه تقویت این حزب می تواند موجب فاصله افتادن لندن و واشنگتن و بالطبع آن شکست پیشبرد یک سیاست واحد در قبال منطقه خاورمیانه باشد.در این راستا زمانی که گاردین در گزارشی اعلام کرد که رئیس‌ جمهور آمریکا در تماسی تلفنی به نخست‌ وزیر انگلیس گفته فعلاً تمایلی به سفر به لندن ندارد با استقبال کوربین و تکذیب دفتر ترزا می مواجه شد. در کل جرمی کوربین، دونالد ترامپ را فرد مناسبی برای تصدی منصب ریاست جمهوری آمریکا نمی داند.
از سوی دیگر کوربین همیشه عنوان کرده که از توافق هسته ای با ایران حمایت می کند و دولت ترزا می را به دلیل امتناع از انتشار گزارشی در خصوص کمکهای مالی خارجی به گروههای افراط گرا به باد انتقاد گرفته و اظهار داشت که انگلیس باید با عربستان سعودی به دلیل حمایتش از افراط گرایان، قاطعانه برخورد نماید.
اما ترزا می خواهان نزدیکی به عربستان برای فروش هر چه بیشتر سلاح به این کشور می باشد. ترزا می نفوذ ایران در منطقه را در دیدار با ترامپ به عنوان نفوذ بدخیم معرفی کرد و از عربستان به عنوان کشوری که خودش حملات تروریستی را تجربه کرده و تعداد زیادی از افراد جان خود را به علت حملات تروریستی از دست داده‌، یاد کرد.
ترزا می تلاش داشته تا برای کسب منفعت بدلیل مشکلات اقتصادی ناشی از خروج انگلیس از اتحادیه اروپا ضمن گسترش روابط با کشورهای عربی بدلیل سابقه تاریخی استعماری، دولت های ضد ایرانی را علیه محور مقاومت منسجم و نزدیک کند. این مسائل در کنار توطئه های غرب در مورد ایران هراسی باعث شده تا اعضای شورای همکاری خلیج فارس نیز از تقویت روابط با انگلیس در حوزه های مختلف استقبال کنند.
در نهایت باید گفت با اتفاقاتی که رخ داده عملاً چشم انداز ایجاد ناتوی عربی تیره و تار شده است. ناتوی عربی قرار بود در راستای مدیریت منطقه غرب آسیا بوسیله کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی شکل بگیرد و کشورهایی نظیر آمریکا و انگلیس نیز می بایست پشتیبانی و حمایت آن را انجام می دادند.

کد مطلب: 35449| زمان انتشار: ۱۳۹۶/۳/۲۳ ۹:۸:۱۰| نسخه چاپی
:: نقل و نشر مطالب با ذکر نام منبع بلامانع است ::
طراحی و تولید : دلتا وب